فن آوری و تکنولوژی امروزه افق روشنی را به سوی انسان گشوده است . با پیشرفت های  بشری هر روز پنجره ی ناگشوده ای به روی انسان گشوده می شود . یکی از این فناوری ها " تلفن همراه " است ، به گونه ای که جزء لاینفک ابزار انسان امروزی گردیده است .این ابزار کار آمد جدا از وسیله ی ارتباط جمعی باعث کاهش هزینه ها ، به نوعی نیز گردیده است .

    متأسفانه انسان امروزی از هر خدماتی که در خدمت اوست استفاده نا بجا و ناحقی از آن می نماید که اولین حربه و ضربه ی آن به متوجه خود انسان است . ابزار همراه ارتباطی ( موبایل ) نیز از این قاعده استثناء نیست . در زیر یک اتفاق جالب و خواندنی از کاربرد موبایل را که نصیب نگارنده گردیده است ملاحظه می فرمایید .

    ظهر که خانمم از محل کار بر می گشت ، تا مرا در خانه دید گفت که امروز خیلی کار داریم . امشب مهمان داریم . قرار است که خانواده خواهرم برای شام به منزلمان بیایند .من نیز که باجناق عزیزمان ! را مدت ها ندیده بودم از این خبر خشنود شدم . از خانمم پرسیدم که منبع این خبر چیست و کجاست ؟ ابراز داشتند که خواهر زاده اش به موبایل ایشان پیامک داده است !

   بعد از صرف ناهار و کمی استراحت ایشان برخاستند و بدون معطلی شروع به تدارک شام و تنظیف اتاق ها و سالن پرداختند . من که اطمینانی از پیامک های ارسالی دوستان و ... نداشتم به خانومم گفتم که بهتر است تلفنی احوال خانواده خواهرش را بگیرد و اعلان نمایید که از آمدن آن ها مسرور است و خوشحالیم . به گفته ی من اعتنایی ننمود و گفت که به همان پیامک اکتفا می کنند و نیازی به تماس مجدد ندارند .

  به سادگی و روانی همه چیز آماده شد و آماده ی میزبانی بودیم . اذان مغرب شد بعد از ادا نمودن چند گانه ای نماز ، بی صبرانه منتظر ورود آن ها و به صدا در آمدن زنگ خانه بودیم . ساعتی گذشت و خبری نشد . با نوشیدن چای و گردش و کانال گردی شبکه های تلوزیونی خود را سر گرم نمودم . اکنون ساعت 45 : 20 بود . دیگر داشت دیر می شد . گفتم تا تماسی به باجناق محترم بگیرم تا اعلام موقعیت بنمایند ، که ناخود آگاه گوشی همسرم را برداشتم . کنجکاوی ام صندوق دریافتی پیامک های موبایلش را باز کرد . راست می گفت  ، خواندم :

                      "   امشب به اتفاق خانواده برای شام مزاحمتتان می شویم .    "

خواستم زمان ارسال پیام را در آخر متن بخوانم که جمله ای توجهم را جلب کرد ، که باعث کرختی اندامم شد :

                   "    کمیته ی ایجاد رعب و وحشت در فامیل !!!      "

بی اختیار همسرم را صدا کردم تا اتفاق سرکاری را به سمع و عینش برسانم . موبایل را گرفت و چندین بار از اول تا آخرش را خواند تا باورش شد که این یک پیام تفننی و سرکاری است .

    حالا ما مانده بودیم با پخت این همه غذا ؛ غذای ده  دوازده نفر چه کار کنیم ؟! شما جای ما بودید چه کار می کردید ؟

این هم از اثرات مثبت فناوری تلفن همــــــــــــــــــــراه ....