بیضا وبزرگان آن
دوستان عزیز ، در یادداشت قبل توضیح مختصری از بزرگانی چون :
حلاج بیضائی ، محمد بن مقله (خوشنویس مشهور ) ،سیبویه بیضاوی و عارف بزرگ شیخ سالبه بیضاوی برایتان بیان نمودم.
و اما بعد...
قاضی بیضاوی :
در قرن هفتم هجری ، طلوع قاضی بیضاوی صاحب تفسیر ، با آثار درخشانش در حوزه ی فقه و تفسیر ، همگان را متوجه خود می کند .
قاضی مردی است از خطه ی بیضا ، میزان اعتماد زمانه به او تا حدی است که در تبریزبه مقام « قاضی القضاتی » می رسد.عزت و حرمت او تا حدی است که گفته اند :
روزی قاضی قصد سوار شدن بر مرکب خود را داشته ، خواجه نصیرالدین طــــــوسی می شتابد و دو دست خود را رکاب می کند تا شیخ بیضایی ، پا در دست او نهاده و سوار شود . این همه خاکساری و فروتنی بزرگ مردی چون خواجه نصیر ( که به کمک هولاکو خان مغول ، سلسله ی عباسیان بغداد را از میان برداشت .)خود نشانگر عزت و اهمیت این راد مرد است.
لازم به توضیح است که قاضی بیضاوی از فقهای شافعی مذهب بود و خواجه نصیرالدین توسی از بزرگان تشیع به شمار میرود .
یکی از نویسندگان مصری به نام محمد حسین الذهبی در حدود35 سال پیش در سال 1961 میلادی ، کتابی تحت عنوان « التفسیر و المفسرون »منتشر کرده است که در خلال صفحات 296 و 297 آن درباره ی قاضی بیضاوی چنین گفته است :
«هو قاضی القضاة ناصرالدین ابوالخیر ، عبدالله بن عمر بن محمد بن علی البیضاوی الشافعی ، من بلاد فارس . و من اهم مصنفاتة : کتاب المنهاج و شرحه فی اصول الفقه ، کتاب الطوالع فی اصول الدین ، انوار التنزیل و اسرار التاویل فی التفسیر ، و هذه الکتب الثلاثة من اشهر الکتب و اکثرها تداولا بین اهل العلم . تفسیر العلامة البیضاوی ، تفسیر متوسط الحجم ؛ جمع فیه بین التفسیر والتاویل .»
ترجمه :
«او ، قاضی القضات ، ناصرالدین ابوالخیر عبدالله بن عمر بن محمد بن علی بیضاوی شافعی است از سرزمین فارس .از مهمترین آثار اوست : کتاب منهاج و شرح آن در اصول فقه ، کتاب طوالع در اصول دین ، کتاب انوار التنزیل و اسرار التاویل در تفسیر ، و این سه کتاب از مشهورترین کتاب ها و پر استفاده ترین کتاب ها در میان اهل دانش است .تفسیر علامه بیضاوی ، تفسیری است با حجمی متوسط که در آن احکام تفسیر و تاویل با هم آورده شده است .»
علاوه بر اهمیت مطالب گفته شده از سوی نویسنده عرب، جالب توجه است که نویسنده ی بزرگ عرب در جمع مفسران قرآن ، از قاضی بیضاوی با عنوان « علامـــــه » یاد می کند .
باری ، پیرامون بیضا ، بزرگان بیضا و اقتدار معنوی بیـــــضا ، حداقل در شهر شیراز مرکز ایالت فــــــــارس ، همین اندازه باید گفت که بنا به اعتراف کتاب شیرازنامه ، نوشته ی ابن زرکوب شیرازی ، که در قرن هفتم نوشته شده ؛ یکی از دروازه های شش گانه شهر شیــــراز ، دروازه ی بیضا نام داشته است ، این بدین معناست که تلفظ روزمره ی « دروازه ی بیضا » بر زبان مردم شیراز در قرن هفتم هجری ، ذهن و زبان آنان را از بیضا و بیضایی پر می کرده است .
در حالی که الان تنها نام فرهنگ بیضا بر یک خیابان در شیراز خودنمایی می کند و آن « بلوار سیبویه » است . هر بیضایی که از این خیابان می گذرد به نام سیبویه افتخار ومباهات می کند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت :
1|خواننده ارجمند ! نگارش و انتشار این مطالب ، تلاشی برای چسبیدن به تکه ای خاک و اسم و رسم کهنه نیست ؛
بلکه رنجی است برای زنده کردن ارزشهای فراموش شده ای که مشترک همه ی انسان هاست .چرا که آنچه مهم تر است ، انسان است و فرهنگ والای انسانی ، نه تعلقات و تعصبات مربوط به مشتی کاهگل و چینه های فرو ریزنده و فانی .
2| منبع : کتاب بیضا تالیف محتشم محمدی
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۱/۱۱ ساعت 15:57 توسط محتشم
|